محمد ابراهيم آيتى

56

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

شد با آن كه هزار سال بود خاموش نشده بود و بت‌ها همگى به رو در افتاد [ 1 ] كلينى از امام « جعفر بن محمد » عليهما السلام روايت كرده است كه : « فاطمه » دختر أسد ، براى مژدهء ميلاد پيامبر صلى اللّه عليه و آله نزد شوهرش « أبو طالب » آمد ، پس « أبو طالب » گفت : سى سال ديگر صبر كن كه تو را به فرزندى مانند وى جز در پيامبرى مژده مىدهم [ 2 ] . و نيز از همان امام روايت كرده است كه چون رسول خدا تولّد يافت ( كاخهاى ) سفيد فارس و قصرهاى شأم ( در پرتو نورى كه تابيد ) براى « آمنه » آشكار شد ، پس « فاطمه دختر أسد » مادر امير المؤمنين خندان و شاداب نزد « أبو طالب » آمد و او را به آنچه « آمنه » گفته بود خبر داد ، پس « أبو طالب » به وى گفت : مگر از اين امر در شگفتى ؟ تو هم باردار مىشوى و وصى و وزير او را مىزائى [ 3 ] . دوران شيرخوارگى و كودكى پيامبر ( ص ) رسول خدا هفت روز از مادر خود « آمنه » شير خورد [ 4 ] و روز هفتم ولادت ، « عبد المطّلب » قوچى براى وى عقيقه كرد و او را « محمّد » ناميد تا در آسمان و زمين ستوده باشد . سپس كنيز أبو لهب « ثويبه » كه پيش از اين « حمزة بن عبد المطّلب » را شير داده بود ، با شيرى كه به پسرش « مسروح » مىداد چند روزى رسول خدا را شير داد [ 5 ] .

--> [ 1 ] - ر . ك : ترجمهء تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 359 ، بحار الانوار ، ج 15 ، ص 257 و 263 - 266 . امالى صدوق ، ص 171 - 172 . اكمال الدين ، ص 112 - 113 . [ 2 ] - ر . ك : اصول كافى ج 1 ، ص 453 . بحار الانوار ، ج 15 ، ص 263 . معانى - الاخبار ص 114 . [ 3 ] - ر . ك : اصول كافى ج 1 ، ص 454 . روضهء كافى ، ص 302 . بحار الانوار ، ج 15 ، ص 297 از كتاب العدد . [ 4 ] - إمتاع الاسماع ، ص 5 . [ 5 ] - وى پس از رسول خدا نيز أبو سلمة بن عبد الأسد مخزومى شوهر أمّ سلمه و پسر عموى رسول خدا را شير داده است ( أسد الغابه ، ج 1 ، ص 15 چاپ افست اسماعيليان . م . ) .